عاشق باش یا رهایش کن: پیش به سوی یک شغل مورد علاقه

شغل مورد علاقه عاشق باش رها کن

من باور دارم الان که این مقاله را مطالعه می کنید بهترین دوره تاریخ بشریت از نظر فرصت های مختلف در ایران است. هیچ دوره ای به خوبی الان نبوده است. اغراق نمی کنم و نمی خواهم اوضاع را خوب جلوه دهم. هیچ وقت بهتر از امروز فرصت اندیشیدن در مورد شغل مورد علاقه ‌تان فراهم نبوده و نیست. همین که جرات مطالعه در این خصوص را پیدا کرده اید یکی از قوی ترین نشانه هاست. احتمالا مدت زمان زیادی از خطور این فکر به ذهن تان می‌گذرد.

چند وقتی بود که بازار به صورت انحصاری در چنگال کسانی بود که در ساختمان های سر به فلک کشیده مشغول فعالیت بودند. تمام اصول موفقیت در کسب و کار به کارمند شدن در یکی از این شرکت های آنچنانی و یا نهایتا دولتی خلاصه میشد و خبری از اسنپ، مامان پز، شنوتو، فیدیبو و اینها نبود. کسی در خصوص کارآفرینی نمی نوشت و مرجعی برای مطالعه به صورت کتاب وجود نداشت تا چه رسد به این همه سایت و وبلاگ و اپلیکیشن!

قبلا امکان نداشت یک آدم معمولی، بدون امتیاز خاص، تحصیلات ویژه، بند “پ”، ثروت و سرمایه اولیه موقعیت های اقتصادی زیادی را پیش روی خودش ببیند. اما امروز شرایط واقعا متفاوت است. قبلا متوسط و ضعیف ها اصلا شانس حضور در لیست میلیونرها را نداشتند اما امروز مثال نقض بزرگی به نام عباس برزگر پیش روی ماست!

لینک مرتبط : داستان زندگی عباس برزگر – دستفروشی که با گردشگری میلیاردر شد

تمام این خبرهای خوب قسمت کوچکی از ماجراست و قسمت عظیمی از داستان هنوز نانوشته است. قسمت عظیم داستان مربوط به انتخاب شماست. آیا می خواهید اسیر و برده سیستم کسب و کار شخص دیگری باشید؟ یا می خواهید شغل مورد علاقه تان را دنبال کنید؟ می خواهید ابزاری برای دیگران باشید تا به وسیله شما به هدف شان برسند؟ یا می خواهید اهداف خودتان را دنبال کنید؟

یک تلنگر حسابی

شاید فهمیدن این آمار و ارقام تصمیم شما را جدی تر کند. مارک البیون در کتاب ” ساختن زندگی ” در خصوص تحقیق فوق العاده ارزشمندی صحبت می کند که روی فارغ التحصیلان یک دانشکده بازرگانی آمریکایی انجام شده است. فارغ التحصیلانی که یکی  ازین دو راه را برای زندگی شان انتخاب کردند:

  1. اول پول در بیاورند و بعدش به سراغ شغل مورد علاقه شون بروند
  2. به دنبال شغل مورد علاقه شان بروند و باور داشتند که پول هم در پی آن خواهد آمد
مطالعه کنید :  عیدی به سبک استادی تغییر : حرف حساب در سال جدید ویژه کسب و کارها

البیون این دو گروه را که جمعا ۱۵۰۰ نفر بودند به مدت بیست سال زیر نظر گرفت. نتیجه بسیار تکان دهنده ای به دست آمد. ۱۰۱ نفر از این افراد میلیارد شدند که فقط و فقط یک نفر از آن ها از گروه اول بود و ۱۰۰ نفر آن از کسانی بودند که مسیر علاقه و عشق شان را دنبال کرده بودند.

اگر تو هم مثل من باور داری که لیاقتت کمتر از میلیادر شدن نیست و ما زاده شده ایم که در بالاترین سطح کیفی زندگی کنیم و زندگی بسازیم شنیدن همین یک دلیل برای رها کردن دنیای کارمندی کافیست!

معامله ای زجرآور

یک ساعت از زندگی خود را با من چند معامله می کنید؟ یک هفته آن را با چه مبلغی؟ لطفا یک عدد دقیق مشخص کنید. یک سال چطور؟ ۵۲ برابر عدد قبلی؟ باشد! اما خواسته من بیشتر است. من نیمی از زندگی شما را می خواهم! هیچ انسان بالغ و سالمی حاضر به فروش نیمی از زندگی اش به قیمت های پایین چند صد میلیون نخواهد بود درسته؟ بیایید از روز یک کارمند ۸ ساعت خواب را کم کنیم و یک ساعت برای رفت و آمد به دفتر کار پیش بینی کنیم و به طور میانگین هم روزی ۸ ساعت برای کار در نظر بگیریم. چند ساعت از روزش برای خودش و خانواده اش باقی می ماند؟ یعنی شما بدون اینکه این موضوع را به این شکل بررسی کرده باشید نیمی از عمر خود را به کارفرمای خود با مبلغ بسیار ناچیزی معامله کرده اید!

پیشنهاد من در این معامله زجرآور انتخاب مسیر کارآفرینی و ساختن شغل مورد علاقه تان است و همان طور که در مقاله ۵ ویزگی هر کارآفرین برای تان گفتم اولین ویژگی هر کارآفرین عشق و علاقه است. یا در بدترین حالت انتخاب شرکت و فضایی که به آن علاقه مند باشید. شاید اگر به دنبال شغل مورد علاقه خود بروید در شروع مسیر درآمد شما بسیار کمتر از فضای قبلی باشد اما حداقل تمام زندگی تان را با لذت زندگی کرده اید و در جهت رسیدن به اهداف خودتان قدم برداشته اید!

نتیجه این انتخاب

یکی از یزرگ ترین عوامل موفقیت در هر کاری و به طور ویژه در مسیر پر پیچ و خم کارآفرینی، عشق و علاقه به آن است. علاقه به کار سختی های کار را برای تان را آسان می کند و پس از زمین خوردن جرات دوباره برخواستن را به شما می دهد. اگر عاشق کاری که انجامش می دهید باشید خستگی ناپدیر خواهید شد و کاری که انجام می دهید برای تان ارزشمند و جذاب می کند.

مطالعه کنید :  انضباط شخصی چیست : برای تغییر اول باید یاد بگیری که...

بهتر است نتیجه دقیق این انتخاب را از استیو جابز اسطوره دنیای کارآفرینی بشنوید. او در یکی از سمینارها می گوید:

می گویند شما باید نسبت به کاری که می کنید، حس خیلی خوبی داشته باشید. درست است و علت اش این است که کسب و کار سخت است و اگر آن احساس را نداشته باشید، تسلیم می شوید. این کار، سخت است و شما باید آن را در طول یک بازه ی زمانی مشخص انجام دهید. پس اگر دوست اش نداشته باشید، اگر از انجام‌اش لذت نبرید و واقعا عاشق اش نباشید رهایش می کنید. خیلی وقت ها آدم هایی موفق می شوند که آنچه را انجام می دهند دوست دارند و در نتیجه وقتی کار سخت می شود، مقاومت می کنند و کسانی که به آن کار عشق نورزیده اند رهایش می کنند. اگر کار را دوست نداشته باشید، چنین کاری را دوست دارید؟ اگر عاشق کارتان نباشید، شکست می خورید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *